غياث الدين منصور دشتكي شيرازي
128
تحفة الفتى في تفسير سورة هل أتى
را به ناداني زدند واز راه بدر شدند . ودر نتيجة مستوجب خشم حق گشتند واينان همان بدبختان روزگارند . هم آنان كه در تاريكخانهء مادة ( هيولى ) « كر ولآل وكورند وبه حق برنمىگردند » ودر خصوص ايشان فرمود : « آنكه از ياد من روىگردان شود زندگى دنيايىاش سخت وتنگ شده ودر روز واپسين ، كور محشورش كنيم . گويد : خداوندا ! من كه ( در دنيا ) بينا بودم چرا نابينا محشورم ساختى ! ؟ گويد همينطور است ، تو نيز آيات ونشانههاى ما را كه به دستت رسيد به بوتهء فراموشى افكندى واينچنين امروز فراموش گشتى » . وبالاترين موهبتشان اين است كه « از خداى خويش در حجابند » به ايشان ندا مىدهند كه « دشمنى خدا با شما از دشمنى شما با خودتان ، آنگاهكه به ايمانتان فرا مىخواندند وراه كفر پيش مىگرفتيد ، بزرگتر است » ومىگويند : اى پروردگار ما ، ما را دو بار ميراندى ودو بار زنده ساختى وما به گناهمان اعتراف كردهايم آيا بيرون شدن را راهى هست ؟ » چه تهديد زيبا وپرتأثيرى است كه ظاهرش رگ گردن را به لرزه مىافكند . وباطنش ، پوست تن رهپويان حقجو را منقبض مىكند . اينك كه حقيقت بدبختى وشقاوت را دريافتى ، سزاست كه بدانى نفوس را در شقاوت مراتبى چند است . بىترديد فرومايگى نفس به سبب فقدان مايههاى كمال است . ونبودن كمالات نيز به سبب عدم استعداد نفس مىباشد . ونبودن استعداد هم براي نفس يا معلول يك امر عدمي است ، مانند نقصان غريزه وسرشت عقل ويا عدم اشتغال به علوم با وجود استعداد ، ويا معلول يك امر وجودي است ، مانند وجود صفات پستى كه ضد كمالاتند . واين قسم يا پايدار وراسخند يا غير راسخ وناپايدار . واين هر سه قسم يا به عقل نظري مربوط است ويا آنكه به عقل عملي بستگى دارد ، بدينترتيب أهل شقاوت در شش مرتبهاند : مرتبهء أول ، مرحلهاى است كه دنائت فكرى وأفكار پست در فرد مدام ومقيم گشته است . پيش از اين نيز به بيان آن پرداختيم . واين مرتبه با عذابي ماندگار توأم است زيرا مرتبهء جهل مركبى است مغاير با يقين كه در اعماق جانش سكنى گزيده است . مرتبهء دوم ، آن است كه افكارى پست ولى موقتى در أو پديد مىآيد . همچون باورهاى كور عوام وأهل تقليد . اينان نيز عذابي درخور خويش دارند . بدان سبب كه نوعي علم به كمال خويش يافته وبه همان ميزان نيز مايل به دستيابى آن كمال شدهاند ليكن به جهت